خواجه نظام الملك الطوسي

282

سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )

فصل چهل و ششم « 1 » بيرون آمدن باطنيان و قرمطيان [ 125 b ] و نهادن مذهب بد لعنهم الله 1 - و سبب پديد آمدن مذهب قرامطه آن بود كه جعفر صادق را رضى اللّه عنه پسرى بود نام وى اسمعيل . پيش پدر فرمان يافت و از اسمعيل پسرى ماند نام او محمد و اين محمد بزيست تا روزگار هارون الرشيد . و يكى از زبيريان « 2 » غمز كرد پيش رشيد كه « [ موسى بن ] جعفر صادق سر خروج دارد 81 و در سرّ دعوت مىكند و خلافت مىطلبد » بدروغ . رشيد [ موسى بن ] جعفر را از مدينه ببغداد آورد و بازداشت . اين محمد در اين حبس بمرد و بگورستان قريش دفن كردندش . و اين محمد را غلامى بود حجازى نام او مبارك ، خط باريك كه آن را مقرمط خوانند « 3 » نيك نبشتى ، از اين جهت او را قرمطويه لقب كردند . و مردى از شهر اهواز با اين مبارك دوست بود نام او عبد اللّه ميمون قدّاح . روزى با او بخلوت بنشست و او را گفت « اين « 4 » خداوند تو محمد بن اسمعيل با من دوست بود و اسرار خويش كه نه با تو گفت و نه با كس با من گفته است . » مبارك فريفته شد و حريص گشت بر دانستن آن . پس عبد اللّه ميمون مبارك را سوگند داد كه « آنچه من با تو گويم با هيچ كس

--> ( 1 ) - فصل جهل و ششم N - : P ( 2 ) - زبنريان N : زبيريان B : زبيران K : دبيران PC ( 3 ) - خوانند N - : PC ( 4 ) - اين PK : اى C - : N